حسرت
شهر كوچه پر از اسفندای دونه دونه شد
لقبم مجنون بود ولی به تازگی دیوونه شد
كوچه رو با اشكای گرم خودم شسته بودم
دیگه از دست همه به جز خودت خسته بودم
مژه هام كوچه مونو حسابی جارو كرده بود
رو لبا ترانه راس راسی بر میگرده بود
گلدونا پر بودن از گلای لادن و عروس
همه جا پیچیده بود ترانه مرا ببوس
با یه دسته گل بودم منتظر اومدنت
چقدر دیر شده بود اما برای دیدنت

برچسب ها:
یكی بود یكی نبود ،
رویای خیس ،
عاشقانه ها ،
ترس جنها ،
ساسانی ،
رویای تنهایی ،
تنها ،
مكه ،
مدینه ،
زندگی تلخ ،
رویای شیرین ،
جواد رضویان دكتر احمدیییییی ،
اهای اهای یكی بیاد
اهای اهای یكی بیاد به داد من برسه اهای یكی بیاد نجاتم بده نمیدونم ولی انگار دارم اینجا غرق میشم و حس میكنم همه دارن منو میبینن ولی فقط ناظر هستن و فقط دارن تماشا میكنن.انگار خیلی خوشحالن.. به هم دیگه میگن داره میر اون یكی دیگه میره اره رفت خوب شد كه رفت.....
یعنی من اینقدر به اونها ظلم كرده بودم كه اینجوری از رفتن من خوشحالن... یكی یكی دارن میرن و من همینجوری دارم داد میزنم
اما ظاهرا داد زدن من هیچ فایده ای نداره ......
باز هم نا امید نمیشم داد میزنم تو رو خدا یكی بیاد نجاتم بده اخه من هم ادمم من هم مثل شما نفس میكشم مثل شما ارزو دارم
اما كیه كه به التماس های من توجه كنه......
برچسب ها:
تنها ترین تنها ،
یكی بود یكی نبود ،
مكه ،
مدینه ،
ارامگاه سعدی ،
تهران ،
تبلیغات