تبلیغات
ادمک تنها... - مطالب ابر عشق
سه شنبه 29 تیر 1389

تنها

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

به نام تنها یاورم استا کریم

سلام خدمت دوستان خوبم

ممنون که این مدت منو تحمل کردید

از شما یه نظر می خواستم 

خواستم شعرای خودمو بزارم داخل وبلاگم

 نظر بدید که بزارم یا نه ممنون میشم

ممنون که اومدید

به امید موفقیت


برچسب ها: عشق ، حوادث اخیر زاهدان ،

یکشنبه 27 تیر 1389

تقدیم به گل زندگیم

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

درد دوری

سبک نکرده دلمو گریه ،برای دیدنت

آرزوهام تمام شدن،تو حسرت ندیدنت

روزای تکراری من، انگار تمومی نداره

بدون تو، بی کسی هام ،طاقت دوری نداره

کجا برم ؟به کی بگم؟قصه ی ما تموم شده

تواین سکوت لحظه ها،داشتنت آرزوم شده

خدایا اگه هنوز بیادمی،بدون براش دلواپسم...

خدایا نذارکه باورم بشه دیگه بهش نمیرسم

خسته شده نگاه شب،ازدیدن اشکای من

چی مونده جز گذشته هام بدون تو برای من؟

بیا که پایان منه لحظه ی بی تورفتنم

تو انتظار هر نفس،در انتظار مردنم

 

 

 

 

 

 

 


برچسب ها: تنها ، عشق ، حادثه ی مسجد زاهدان ، مرگ ، تنهایی ،

پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389

بزن باران

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،


بزن باران بهاران فصل خون است


بزن باران که صحرا لاله گون است


 


بزن باران که درچشمان یاران


جهان تاریک ودریاواژگون است


 


بزن باران که دین رادام کردند


شکارخلق وصید خام کردند


 


بزن باران خدابازیچه ای شد


که باآن کسب ننگ ونام کردند


 


بزن باران به نام هرچه خوبیست


به زیرآواررای پای کوبیست


 


مزارتشنه جوباران پرازسنگ


بزن باران که وقت لایروبیست


 


بزن باران وشادی بخش جان را


به باران شوق وشیرین کن زمان را


 


به بام غرقه درخون دیارم


به پاکن پرچم رنگین کمان را


 


بزن باران که بی صبرند یاران


نمان خاموش گریان شوبباران



بزن باران بشوی آلودگی را


زدامان بلند روزگاران



برچسب ها: ساربان ، عشق ،

دوشنبه 6 اردیبهشت 1389

سلام

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

سلام دوباره سلام به همگی اومدم اما یه جور دیگه با افكارت و

تصورات دیگه

 

از اسمون داره میاد صدای خنده هات

از اسمون داره میاد صدای گریه هات

یه اسمون برای تو یه اسمون برای من

یه خنده مال من یه خنده مال تو

یه گریه مال من یه گریه مال تو

یادش بخیر گذشته هابا هم بودیم

یادش بخیر گذشته ها عاشق بودیم

اما الان نمیدونم چرا ازم بدت میاد

نمیدونم چرا............


برچسب ها: عشق ، افسانه بادها ،

پنجشنبه 24 دی 1388

اندکی راه تا اخر دنیا

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،صا حبدلان ،

در تمام هیاهوی دنیا اندکی با خود اندیشیدم تا زندگی را از نو بیاموزم در

همین اثنا زندگی را مانند نردبانی تصور کردم که بالا رفتن از ان را برای خود

نوعی حماقت دیدم اما چیزی در درون مرا به حال خودم نمیذاشت نمیدانم

ان چه چیزی بود سرانجام خودم را در میان دریای تحقیر یافتم ......

قدمی بر روی نردبان گذاشتم هر قدمی که بر روی ان میذاشتم گویی

نوعی سستی مرا به طرف خود فرا میخواند اما نمیدانستم ان چیزی که در

بالای ان نربان که من اسم ان نردبان را نردبان زندگی مینامیدم منتظر من است.....

در اواخر ان که رسیدم دیدم صدای از جانبم مرا بسوی خود فرا میخواند

رخ خود را به ان جانبم گرداندم دیدم کسی با چهر ه ای عبوس نشسته است

از او سوال کردم کیستی ....  گفت منم عشق

گفتم چرا چنین چهره ای داری من که از عشق تصوراتی بیش از این داشتم

گفت من عشق دلشکستگان عالمم

در همین شور و حال صدایی از جانب راستم مرا به طرف خود متوجه کرد

دیدم کسی با چهره ای خندان به من نگاه میکند از او سوال کردم تو کیستی

گفت من  عشق دلدادگانم عالمم

بعد از انان سوال کردم حالا کدامیک از شما عشق من هستید با امید به

جانب راستم نگاه کردم تا عشق دلدادگان رابیابم اما او رفته بود و من مانده

بودم با ان عشق دلشکستگان بعد با خودم زمزمه کردم که در اول ان نربان

عشق دلشکستگان منتظر من هست........................

 

 


برچسب ها: عشق ، خدای عالمیان ، مکه ، مدینه ، قم ،

دوشنبه 6 مهر 1388

یادگار عشق

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :صا حبدلان ،

قرارمون یادت نره همون قراری که با هم گذاشتیم همون قراری که

که روز اول عاشقی. کنار درخت تنهای خزان. ساعت 4 عشق

هنوز هم کنار اون درخت میام وبه یاد تو مینوازم گیتار عشقمو

به امید برگشتنت.


برچسب ها: تنهاترین تنها ، عشق ، ایران ، شمال ،

یکشنبه 5 مهر 1388

ای اسمان ببار

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

دلم گرفته. قلب خسته ام  در این سینه  سوزناک ارام نمی گیرد.

خدایا.. به چه کسی پناه اورم جز تو که تنها پناه قلب منی. در این

دنیای ماشینی که خون سرخی در رگهای نمی جوشد در این دنیا

که نبض عاطفه هرگز درون سینه ها نمی جو شد . مرا جز تو به  که

توبه پذیرنده  توبه کننده گانی .پناه و تکیه گاه امنی  نیست دست

سرد مرا کسی جز تو که گرمی اشیانه منی نمیگیرد. فقط تویی

که میدانی دستان کوچک بی کس .خالی و به انتظار باران رحمت

توست .پس ببار ای رحمت الهی ببار ای باران رهایی .ببار ای اسمان

خدا جوون امیدم به توست پس دست من را بگیر ای مهربان

 

 

 

 


برچسب ها: عشق ، برج میلاد ،

شنبه 28 شهریور 1388

جای اشنایی

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :صا حبدلان ،

جای اشنایی هنوز یادمه

من هنوز همون جا منتظرم


برچسب ها: عشق ،

جمعه 13 شهریور 1388

گلایه

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :سوته دلان ،

بیا به بال کبوتر ترانه بنویسیم

بهار را غزلی عاشقانه بنویسیم

به دشت روز. به دریا به باوه خورشید

چکامه ای ز شرنگ شبانه بنویسیم

به روح باغ به جنگل به بیکرانه دشت

حکایتی زغمی بیکرانه بنویسیم

به این بهانه که باری زدوش بردارد

گلایه ای به کسی بینشانه بنویسیم

به روی کاغذ دل با مرکب فریاد

شکایتی به خدای یگانه بنویسیم

بیا به ان که جهان در مدار قدرت اوست

ز زخمهای تن و تازیانه بنویسیم

بیا حدیث غم تلخ خشک سالی را

فقط به صاحب نبض زمانه بنویسیم

در ازنای شب بی فروغ هستی را

به افتاب بلند اشیانه بنویسیم


برچسب ها: عشق ، تهرانی ، شمال ،

چهارشنبه 11 شهریور 1388

عاشق دلسوخته

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :اشنایان ،

سوختم خاکسترم را باد برد

بهترین یارم مرا از یاد برد

به او گفتم مرا دوست داری؟ گفت بله

گفتم مثلا چقدر؟گفت به اندازه ستارهای اسمان

اهی کشیدم و به اسمان نگاه کردم دیدم اسمان ابریست.....

 

 

 

 


برچسب ها: عشق ، دریا ، شمال ،