تبلیغات
ادمک تنها... - مطالب ابر عاشقان
چهارشنبه 22 اردیبهشت 1389

بیوفا از داداش رامین

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

توسط داداش رامین

 ترکم مکن ای بی وفا! مغلوب تقدیرم مکن!                                             

         مرگ انتظارم می کشد٬ از زندگی سیرم مکن!

 

تنها مرو! تنها مذار این قلب ویران گشته را!

 

                  ذهنت به یک باره پر از فکر جدایی شد چرا؟!

 

                               در بزم قاتلهای عشق٬ ساز جدایی می زنی

 

                                          از عشق بی پایان من٬ با سادگی دل می کنی...

             



برچسب ها: یكی بود یكی نبود ، عاشقان ، تنهایان ، حسنك ، روزهای تنهایی ، ساسی ، اشكین ، منصور ،

پنجشنبه 19 شهریور 1388

هنوز دوست دارم

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :اشنایان ،

خوانندگان عزیز سلام من امروز میخوام از دوستی صحبت کنم که از برادر هم

برام نزدیکتره..اره خیلی دوستش دارم خیلی مهربون وخاکی هستش  وادم

بسیار متواضع و رکی هست روزای اول که باهاش دوست شدم فکر نمیکردم

خوب باشه راستش من استفاده از رایانه رو از اون یاد گرفتم نمیدونم اون منو

چقدر دوست داره اما من خیلی دوستش دارم شاید شما تعجب کنین که

این حرفها رو چرا اینجا میگم چون میخواستم به اون ابربز دوستی کنم

دعا کنید خدا ما رو از هم جدا نکنه...خیلی دوست دارم امیر جون..


برچسب ها: عاشقان ،

چهارشنبه 18 شهریور 1388

رویای زیبا

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :سوته دلان ،

بسوز ای شعله امشب خک و خاکستر نشینم کن

بزن بر ریشه ای تیغ جنون نقش زمینم کن

دلم از خویش میگیرد کجایی ای هجوم درد

میان این همه اسطوره ها زخمی ترینم کن

من از تکرار میگویم از ابهام مدار سرد

بزن ای شعله در من التهابی اتشینم کن

کجایی ای غرور گمشده در باورم برگرد

و با روح بلند وسخت و. سوزانت عجینم کن

تو که ارام میخوانی قنوت گریه هایت را

میان ربنای سبز انگشتت نگینم کن

 

 

 


برچسب ها: عاشقان ، مار ، عقرب ،

دوشنبه 9 شهریور 1388

مگه چه گناهی کردم

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهایی ،

خدایا مگه من چه گناهی کردم که این جوری باید مجازات بشم

 

 

 

 


برچسب ها: مارهای سمی ، عاشقان ، غم سرایان ، مدل جدیدلباس ، دوست داشتن ، عاشقی ،

دوشنبه 2 شهریور 1388

کوچه های خاطره

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :سوته دلان ،

سلام خاطره سلام تنهایی سلام گذشته ها سلام باور همیشگی

سلام دل گرفتگی های همیشگی سلام لحظه های بی تو بدون

به همه چی سلام میکنم....

سلام میکنم به تنهای هام حتی به دل گرفتگی هام حتی به کوچه های خاطره

اخه چرا ادمها بعضی وقتها گرفتار یه چیزی میشن گرفتار خاطرها میشن

اخه خدای مهربون تو خودت میدونی تنهایی و خاطره داشتن یعنی چی...

خدایا تو خودت میدونی تنهایی یعنی چی..

و خدایا تو خودت میدونی دلتنگی یعنی چی..

خدای عزیز من تو دانای وهمه این چزها رو میدونی اخه چرا این چیزها رو به هر ادمی میدی که معنی شون رو نمیدونن...

اخه چرا بعضی ها رو که طاقت اینا رو ندارن به اونها مدی چرا؟؟؟

خدای خوب من انسانهای که دچار اسیر گذشتها میشن بخدا واسشون تلخه

خدایا انسانهای که دچار تنهایی میشن واسشون سخته

خدایا این جور ادما همیشه دو چیز رو دوست دارن....

خدایا اون دوچیز اول غروبه بعد نگاه نم نم بارون از پشت پنجره اتاقشون

خدایا به نظر من خاطرات سخته ولی تنهای اسون......

بودیم و پاس نداشتند که هستیم

باشد که نباشیم تا بدانند که بودیم

 


برچسب ها: عاشقان ، خاطرهها ، تنهایی ، دل شکسته گان ،