تبلیغات
ادمک تنها... - مطالب ابر شمال
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

چرا؟؟

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    

 

چرا اینقدر بد حجاب


برچسب ها: ایران ، شمال ، تهران ، پاییز سرد ،

دنبالک ها: ایران ،

شنبه 25 مهر 1388

انتظار

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

دیشب مثل هر شب منتظر تو بودم که تا شاید برگردی.

دیشب مثل هر شب طعم سخت انتظار را چیدم اما نمیدانم چرا

منتظر توام با وجود این که میدانم که بر نمیگردی....

به من میگویند که چرا همیشه از تو حرف میزنم اما نمیدانم جواب

انها را چه بدهم.....


برچسب ها: تایتانیک ، ایران ، شمال ،

دوشنبه 6 مهر 1388

یادگار عشق

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :صا حبدلان ،

قرارمون یادت نره همون قراری که با هم گذاشتیم همون قراری که

که روز اول عاشقی. کنار درخت تنهای خزان. ساعت 4 عشق

هنوز هم کنار اون درخت میام وبه یاد تو مینوازم گیتار عشقمو

به امید برگشتنت.


برچسب ها: تنهاترین تنها ، عشق ، ایران ، شمال ،

یکشنبه 29 شهریور 1388

روزهای با هم بودن

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

گذشت اری گذشت روزهای با تو بودن.گذشت روزهای شاد بودن

اما سر رسیدروزهای تنهایی سر رسید روزهای بی تو بودن واینک

می اندیشم به تو به تویی که اندیشیدن را برایم بنا کردی به تویی

که تنهایی را برایم بنا کردی و هر روز برای تجدید بنای انها تلاش

می کنی ..اما چرا؟ چرا؟ باید اسیر تو میشدم چرا در چشمان ابی تو

که بیاد اوردنشان هم مرا اذار میدهد وهم شادم میکند چرا در انها متحیر میشدم؟؟؟

اری تو فرشته بودی تو نجات دهنده بودی ولی چرا من را اینگونه منزوی ساختی؟؟

چگونه به رخ نکشم حال که در تنهایی هایم فرو رفته ام چگونه به رخ

نکشم حال که بی تاب توام حال  حال چگونه در خلوت خود از یاد تو

غافل نشوم حال که مرا ربودی و فقط تنهای را برایم گذاشتی.......


برچسب ها: تهرانی ، ایران ، شمال ،

جمعه 13 شهریور 1388

گلایه

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :سوته دلان ،

بیا به بال کبوتر ترانه بنویسیم

بهار را غزلی عاشقانه بنویسیم

به دشت روز. به دریا به باوه خورشید

چکامه ای ز شرنگ شبانه بنویسیم

به روح باغ به جنگل به بیکرانه دشت

حکایتی زغمی بیکرانه بنویسیم

به این بهانه که باری زدوش بردارد

گلایه ای به کسی بینشانه بنویسیم

به روی کاغذ دل با مرکب فریاد

شکایتی به خدای یگانه بنویسیم

بیا به ان که جهان در مدار قدرت اوست

ز زخمهای تن و تازیانه بنویسیم

بیا حدیث غم تلخ خشک سالی را

فقط به صاحب نبض زمانه بنویسیم

در ازنای شب بی فروغ هستی را

به افتاب بلند اشیانه بنویسیم


برچسب ها: عشق ، تهرانی ، شمال ،

چهارشنبه 11 شهریور 1388

عاشق دلسوخته

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :اشنایان ،

سوختم خاکسترم را باد برد

بهترین یارم مرا از یاد برد

به او گفتم مرا دوست داری؟ گفت بله

گفتم مثلا چقدر؟گفت به اندازه ستارهای اسمان

اهی کشیدم و به اسمان نگاه کردم دیدم اسمان ابریست.....

 

 

 

 


برچسب ها: عشق ، دریا ، شمال ،