تبلیغات
ادمک تنها... - مطالب ابر رویای خیس
شنبه 18 اردیبهشت 1389

حسرت

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

شهر كوچه پر از اسفندای دونه دونه شد

لقبم مجنون بود ولی به تازگی دیوونه شد

كوچه رو با اشكای گرم خودم شسته بودم

دیگه از دست همه به جز خودت خسته بودم

مژه هام كوچه مونو حسابی جارو كرده بود

رو لبا ترانه راس راسی بر میگرده بود

گلدونا پر بودن از گلای لادن و عروس

همه جا پیچیده بود ترانه مرا ببوس

با یه دسته گل بودم منتظر اومدنت

چقدر دیر شده بود اما برای دیدنت

 

 

 


برچسب ها: یكی بود یكی نبود ، رویای خیس ، عاشقانه ها ، ترس جنها ، ساسانی ، رویای تنهایی ، تنها ، مكه ، مدینه ، زندگی تلخ ، رویای شیرین ، جواد رضویان دكتر احمدیییییی ،

دوشنبه 13 اردیبهشت 1389

به نام یگانه حامی رویا های خیس

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :سوته دلان ،

او همچنان منتظر است تا كی او از خانه بیرون می اید دیگر هیچ چیز

برای او اهمیت ندارد جز  كسی كه او بخاطرش هر كاری را میكند

شبها و روزها .در مدرسه و در خانه.تنها یا با دوستان. از او غافل

نمیشود..قلم و دفتر را برمیدارد و به یاد او مینویسد هر وقت كه او را

میبیند انگار كه در زندگی هیچ ارزوی ندارد زیرا فكر میكند به تمام

ارزوی خود رسیده است...

دختر با دیدن او شوكه میشود نمیداند به او جه بگوید زیرا میترسد

ابروی او در خطر باشد اما ان پسر عاشق به هیچ وجه از او دست

بردار نمیشود تا اینكه.........

انها همدیگر را خیلی دوست دارند و میعادگاه انان همان پنجره

قدیمی است كه پدر ان پسر مثل پسرش دچار این حادثه شده بود

اری این دومین پسر و دختری بودند كه ان پنجره اینگونه پیمان دو

عاشق را به هم پیوند میدهد.....

انان نمیخواهند به هیچ وجه همدیگر را از دست دهند اما گویی

روزگار با تصمیم انها مخالفت میكند اما به انها با گریه و زاری به

روزگار و سرنوشت التماس میكنند اما گویی سرنوشت با انها دارد

جدی صحبت میكند و نمیخواهد انها به عهد و میثاق بسته شده

وفا كنند تا اینكه........

مرگ انها را برای همیشه از هم جدا میكند...

اری این است داستان یك رویای خیس.

 

 

 

 


برچسب ها: رویای خیس ، تنها ترین تنها ، یكی بود یكی نبود ، ابر ، باد ، پاییز ، عاشقی ،