تبلیغات
ادمک تنها... - مطالب ابر ایران
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1389

چرا؟؟

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    

 

چرا اینقدر بد حجاب


برچسب ها: ایران ، شمال ، تهران ، پاییز سرد ،

دنبالک ها: ایران ،

شنبه 25 مهر 1388

انتظار

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنهای عاشق ،

دیشب مثل هر شب منتظر تو بودم که تا شاید برگردی.

دیشب مثل هر شب طعم سخت انتظار را چیدم اما نمیدانم چرا

منتظر توام با وجود این که میدانم که بر نمیگردی....

به من میگویند که چرا همیشه از تو حرف میزنم اما نمیدانم جواب

انها را چه بدهم.....


برچسب ها: تایتانیک ، ایران ، شمال ،

یکشنبه 19 مهر 1388

بیا ای بهترین

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :عاشق بی وفا ،

چشمام هستن رو به در به انتظار رسیدنه

تموم وجودم انگار اسم تو رو فریاد میزنه

صدای تپش قلبمو از اسم تو پر میکنم

جا میشه از تو وجودم تموم رگهای تنم

خوب میدونم که میایی دوباره راس ساعت ستاره

منو همرات می بری اون وره ابرای پاره پاره

با تو تموم دنیای من از شادی و شوق

توی توی تو  اون ستاره صمیمی و گرم و پر غرور

چشمای من رو به انتظارت رو به اسمون تیره مونده

نبودنت توی عمق چشمام قلب ترانمو شکونده

یه عمره توی تب و تاب تو ثانیه ها رو میشمرم

بیا تو ای نازنین ستاره ی شبهای تارم

 

 

 

 

 


برچسب ها: ایران ، برج میلاد ، برگ ، باد ، دکتر شریعتی ،

جمعه 10 مهر 1388

نغمه جدایی

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

روزی که سرم را به اغوش سرد روزگار گذاشتم

تنها تکیه گاه من تو بودی. تو بهانه ای بودی برای

شکستن بغض ها و دلتنگی های تنهاییم. بهانه ای

برای فراموش کردن دردهای گذشته ام . تویی که

با ورودت به دنیای من تمامی کلمات زندگی ام را

معنا بخشیدی و احساس نیستی و پوچی بودن

را از من گرفتی وبه من یاد دادی که هر شب زیر

زیر نور ماه نام خدا را زمز زمه کنم. تویی که هر

وقت می خندیدی غم مبهم در صورتت موج می زد

نمی دانم چرا تقدیر ماندن را برایم جایز می دانست

باید می رفتی چون راهی جز رفتن نداشتی. تو بر

ضریح خاطره ها دخیل بستی و رفتن . چون تقدیر

بین من وتو قفل های بی کلیدی را  بست که هرگز

باز نشد . تو رفتی اما یاد و خاطراتت همیشه با من

است........ هنوز جای رد پایت بر کوچه دل باقی

است و چشمان گریانم انتظارت را می کشند ...

ای کاش بدانی هر شب از ابرهای متلاطم و گریان

سراغت را می گیرم . من این دلتنگی ها را دوست

دارم چون بوی تو را میدهند . در این شبهای تنهایی

به باران محتاجم. چون سکوتم را به او بخشیده ام

تا بفهمی به تعداد قطرات باران دلتنگت هستم. به

باران محتاجم تا بشوید صورتم را از این اشکهای

بی امان که از دوری تو صورتم را پوشانده . دستانم

را به سوی اسمان بلند میکنم  و می گویم خدایا

صبوری را به من بیاموز  و نقش غم را هیچ گاه در

زندگی  کسی به تصویر نکش........

 

 

 

 


برچسب ها: ایران ، تنهایی ، عاشق دلشکسته ، تایتانیک ،

دوشنبه 6 مهر 1388

یادگار عشق

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :صا حبدلان ،

قرارمون یادت نره همون قراری که با هم گذاشتیم همون قراری که

که روز اول عاشقی. کنار درخت تنهای خزان. ساعت 4 عشق

هنوز هم کنار اون درخت میام وبه یاد تو مینوازم گیتار عشقمو

به امید برگشتنت.


برچسب ها: تنهاترین تنها ، عشق ، ایران ، شمال ،

یکشنبه 29 شهریور 1388

روزهای با هم بودن

   نوشته شده توسط: محمود ناروئی    نوع مطلب :تنها ترین تنها ،

گذشت اری گذشت روزهای با تو بودن.گذشت روزهای شاد بودن

اما سر رسیدروزهای تنهایی سر رسید روزهای بی تو بودن واینک

می اندیشم به تو به تویی که اندیشیدن را برایم بنا کردی به تویی

که تنهایی را برایم بنا کردی و هر روز برای تجدید بنای انها تلاش

می کنی ..اما چرا؟ چرا؟ باید اسیر تو میشدم چرا در چشمان ابی تو

که بیاد اوردنشان هم مرا اذار میدهد وهم شادم میکند چرا در انها متحیر میشدم؟؟؟

اری تو فرشته بودی تو نجات دهنده بودی ولی چرا من را اینگونه منزوی ساختی؟؟

چگونه به رخ نکشم حال که در تنهایی هایم فرو رفته ام چگونه به رخ

نکشم حال که بی تاب توام حال  حال چگونه در خلوت خود از یاد تو

غافل نشوم حال که مرا ربودی و فقط تنهای را برایم گذاشتی.......


برچسب ها: تهرانی ، ایران ، شمال ،